![]() |
![]() |
|
| سكوت در سكوت |
|
مسافرم و بدون تو می روم اینبار لباس خستگی ات را ز کوله ام بردار تمام پنجره های گذشته را بستم و پیش می روم اینبار ، سوی یک دیوار منم که خسته به دنبال سایه می گشتم ولی کنار تو پیدا نمی شود ، انگار برو سراغ کمد ، آلبوم و عکس مرا ز خاطرات ببر ، گوشه ای دگر بگذار چه زود فاصله افتاد و زود ویران شد تمام خاطره ها ، مثل ریزش آوار برای بدرقه ام کاسه کاسه آب مپاش مرا برای همیشه ، به جاده ها بسپار لباس خستگی ات را ز کوله ام بردار مسافرم و بدون تو می روم اینبار |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 0:9 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
دیرگاهیست که شاعر نیستم درد من از قفس واژه فراتر رفته |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 15:39 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
تبر به ریشه رسیده ، گداز بیهوده است
به چشم سنگی بت ها ، نیاز بیهوده است چو در عزای سپیدی ، سیاه پوشیدیم برای شادی ما کوک ساز بیهوده است همیشه بال شکسته ، به حبس محکوم است که در حریم قفس ،قفل باز بیهوده است بیا که فاش بگویم ، به کفر معتقدم در این زمانه دگر حفظ راز بیهوده است ببین که قبله نما ها چگونه می رقصند ؟ میان اینهمه کعبه ، نماز بیهوده است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 13:39 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
درون شهر پر از بوم های رنگارنگ چگونه ساده بمانم ، نجیب ، بی نیرنگ هراس ، وسوسه ، تردید ، برزخی موهوم نشسته بوم سپیدم کنار سطلی رنگ چه سخت می شود از جنس شیشه ها باشی چه سخت می شود آری ، میان مشتی سنگ خوشا به حال شما ماهیان دریایی ولی من آه اسیرم ، اسیر تنگی تنگ چه زود غرق ریا و دروغ و رنگ شدم و بین سادگی و من هزارها فرسنگ بیا و طرحی از آواز ، از سه تار بزن دلم گرفت از این سازهای بد آهنگ چگونه ساده بمانم ، نجیب ، بی نیرنگ درون شهر پر از بوم های رنگارنگ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 16:3 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
چهارمين سفر تا قلههاي شعر اين بار به شهر رشت و به منظور بزرگداشت شاعر محبوب و مشهور خطه شمال شيون فومني ( احمد سيد فخري نژاد ) ،شاعر اثر گذار و نامدار نصرت رحماني و محقق و نويسنده ارزشمند ابراهيم فخرايي صورت گرفت . روز 5 شنبه 27 شهريور ماه 1382 ساختمان انجمن شاعران در ساعت 6 صبح محل تجمع شاعران ، نويسندگان و خبرنگاران بود كه به تدريج آمادة سفر ميشدند ، همسفران عبارت بودند از: آقايان دكتر علي موسوي گرمارودي ، عمران صلاحي ، سهيل محمودي ، دكتر كامل احمد نژاد ، مهندس محمدرضا عبدالملكيان ، ساعد باقري ،افشين علاء ، ناصر فيض ، بيوك ملكي ، مصطفي محدثي خراساني ، دكتر كاوس حسنلي ، محمود دستپيش ، سيد عباس سجادي، محمدعلي حسيني مطلق، منوچهر اكبرلو، اسماعيل اميني و خانمها دكتر فاطمه راكعي ، دكتر نرگس گنجي ، طاهره ايبد ، الهام امير عطايي ، راضيه بهرامي ، نرگس رجايي و … در طول سفر هر يك خاطرهاي ، لطيفه يا شعري براي جمع ميخوانند. اتوبوس از ميان كوهها و دشتها ميگذرد و ساعت 1:30 به شهر رشت ميرسد ، آقاي حامد سيدفخرينژاد ( پسر بزرگ شيون فومني ) به اتفاق يكي از مديران اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي جلوي رستوران عاشوري آماده استقبال هستند. كاروان پس از صرف ناهار به طرف بقعه سليمان داراب ، محلي كه مزار شيون فومني ، نصرت رحماني ، ابراهيم فخرايي و ميرزا كوچك خان در آن قرار دارد حركت ميكند .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:44 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:31 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
آنگاه كه رد اشك
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 3:16 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
سکوت در سکوت حنجره و تار عنکبوت واژه قبل از تولد محکوم و حکم قبل از صدور اجرا می شود سرابهایمان که تبخیر شوند، خشک می شویم امیدی نیست به این ابرهای عقیم درختها قد می کشند تا تبرها بی دسته نمانند بهشت ؟ نه سیب و گندم کافیست باغ ، ارزانی کلاغ دستان ما گردو نخورده سیاه می شوند . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 10:47 توسط الهام امیرعطائی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 |
| پیوندها |
|
سيد عباس سجادي سايت ادبي بيت انجمن شاعران ایران امینه دریانورد شعر کوتاه جهان سایت تخصصی شعر کوتاه ایران و جهان اسماعیل امینی محمد کاظم کاظمی |
|
RSS
|